ذبيح الله صفا
152
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
نوشت « 1 » . بر اثر علاقهء وافرى كه سلطان محمد اولجايتو نسبت بتشيّع اظهار داشت ويرا خدابنده لقب دادند و گويا اهل سنّت كه در دورهء غلوّ او نسبت بتشيّع از عمل وى و همچنين از غلبهء شيعه در امور مملكت ناراضى بودند ، او را « خربنده » خواندند و بسبب رفع كدورتى كه ازين باب بر خاطر اولجايتو بود ، خواجه رشيد الدين فضل اللّه قطعهيى درين باب ساخته و به حساب جمل « شاه خربنده » را كه از نه حرف تشكيل مىشود و عدد آن 1167 است ، به « سايهء خاص آفريننده » تبديل كرد كه از پانزده حرف بوجود مىآيد و حساب آن نيز 1167 مىشود ؛ بعضى از ابيات آن قطعه را نقل مىكنيم : دوش در نام « شاه خربنده » * فكر مىكرد ساعتى بنده كه مگر معنيى درين اسم است * كه از آن غافل است خواننده اندرون حرم به گوش آمد * كاى هوا خواه شاه فرخنده معنيى در حروف اين لفظ است * كه بشاه است سخت زيبنده عقد كن از رَهِ حساب جمل * بك بيك حرف « شاه خربنده » تا بدانى كه هست معنى آن * « سايهء خاص آفريننده » با اينكه خدابنده در اواخر كار از نظر رعايت ميل اكثر رعاياى خود وضع سابق را بازگرداند ليكن بهرحال عمل او در تأييد و تقويت مذهب تشيّع اثرى بارز بر جاى گذاشت . تشكيل دولتهاى شيعه چنان كه مىدانيم با سلطنت اولجايتو و ابو سعيد بهادر خان دوره ايلخانان بزرگ سپرى شد و دوران فترت سلطنت ايلخانى و تشكيل حكومتهاى كوچك و يا نيرومند شدن امارتهاى محلّى ايل كه در عهد ايلخانان وجود داشت ، فرارسيد . در ميان اين حكومتها دو دولت بدست شيعيان تشكيل شد
--> ( 1 ) - مجمع التواريخ حافظ ابرو ؛ حاشيهء صفحات 49 - 53 از ذيل جامع التواريخ رشيدى ؛ مجالس المؤمنين ص 389 - 391 .